برچسب:
نویسنده: پرهام احمدی
نه از تویی که همه زندگیم شدی...
از انقلابی که تهش بخوای تبعیدم کنی از وطن...
تو وطنی برای من...
بگیر،زندانی کن ،شکنجه کن، بکش اصلا...
تبعید ولی نه...بزار پیشت باشم حتی در حد یه جنازه...
بزار پیشت باشم...
تبعید سخت ترین شکنجه است برای منی که وطن رو از جونم بیشتر دوست دارم...
برچسب:
نویسنده: پرهام احمدی
تو باش و نگذار 57 قلبم بشود.
برچسب:
نویسنده: پرهام احمدی
برچسب:
نویسنده: پرهام احمدی
هزاران جان ما و بهتر از ما....
نرگس نمیتوانم بو کنم...
اما تو را از اعماق دل...
چرا:)
تو خوشبو ترین گلِ دنیایی....
تو زیباترین مخلوق خدایی....
انت خلقت لتشتت دقات قلبی:)❤
دوست دارم بغلت کنم،یطووووری فشارت بدم که چشات از جاش بزنه بیرون!!!
برچسب:
نویسنده: پرهام احمدی
قلبم،یک طوری فشار می اورد که احساس میکنم الان است که بمیرم!
قلب من کوچک شده؟تاب من کم شده؟یا قدر دوست داشتنت انقدر زیاد شده که بی هوااز قلبم بیرون میزندو سر از کوچه پس کوچه های چشمانم در می اورد؟
عزیز...
نمیدانم،ولی بدجور دلتنگم.انقدری که نمیدانم تا فردا صبح دوام می اورم یا نه...
عزیز بدجور محتاج صدایت هستم...
عزیز،هنوز شازده ام؟نه؟
لوس شدم؟یا......؟؟؟؟؟
برچسب:
نویسنده: پرهام احمدی